وحید کشی‌پور هستم، طراح رابط کاربری وب و موبایل

در مورد طراحی، مدیریت، سبک زندگی و هر چیزی که می‌تونه برام مهم باشه می‌نویسم.

تبریز من

شهرهای دنیا درسته که از اب و خاک و هوا تشکیل شدن ولی ساختار عجیبی دارن! اگه یکم فانتزی تر به قضیه نگاه کنیم میشه گفت شهرها هم مثل ما ادمهان، مثل ما جسم و روح دارن و مثل ما نفس می‌کشن و خون تو رگهاشون جریان داره. جون دارن و برای زنده موندن داره جون می کنن! شبها می‌خوابن، صبح پا میشن میرن سر کار، تو شلوغی‌ها گم میشن و ظهر برمیگردن، بعد از ظهر هم یه سر میره پیاده‌روی و آخر شب هم دوباره برمیگردن خونه و لالا!
اما اصل حرفم درباره تبریز، یعنی شهر خودم. تبریز هم مثل خیلی از ما ادمها مشکلات زندگی خودش رو داره، اصلا مثل ما ادمها، تبریز هم درد داره! از آب و هوای گاهی آلودش بگیر تا چاله چوله‌های خیابوناش! ولی دردهای اصلی تبریز اینها نیست، درد تبریز یه چیز دیگست.

ادامه نوشته

چالشی برای قبول شکست!

چند روز پیش آرش میلانی عزیز چالشی رو در فضای مجازی شروع کرد که به شدت ازش استقبال شد. آرش میخواد در عرض ۶ ماه یک سرویس تحت وب رو پیاده کنه و از طریق این سرویس به درآمد ۵ میلیون در ماه برسه. قرار هست در طول این ۶ ماه از دغدغه‌هاش و وضیعت پیشرفت کار بصورت مستمر گزارش تهیه کنه و تو وبلاگش بنویسه. این عاااالیه!

به گفته خود آرش قرار بود این فقط یک چالش برای خودش باشه ولی ناخواسته در عرض چند ساعت یک جو خیلی مثبت و پر انرژی در فضای مجازی شکل گرفت. خیلی ها از ازش حمایت کردن و به شدت منتظر گزارش‌های آرش از وضیعت و پیشرفت کار هستن و خیلی از دوستان هم به این چالش پیوستن و دست به کار شدن تا در عرض ۶ ماه یک سرویسی رو راه اندازی کنن و به درامد ۵ میلیون در ماه برسن.

من به شدت از این حرکت آرش خوشم اومد ولی می خوام یکم این چالش رو به چالش بکشم!

ادامه نوشته

از شنبه؟

اگه اشتباه نکتم سال ۱۳۸۶ بود. در حال برگشتن از کنکور کاردانی بودم و تو راه داشتم به کنکور بعدی فکر می‌کردم! می دونستم که گند زدم و باید به فکر کنکور بعد باشم!
تصمیم گرفتم که یک هفته استراحت کنم و از شنبه هفته بعد بشینم درس بخونم. شنبه یه کاری پیش اومد نشد: اه لعنتی نشد، از شنبه هفته بعد شروع می‌کنم!
بماند که شنبه هفته های بعد چی شد و چرا نخوندم ولی کافی بود از خواب دیر بیدار شم، یا یکم سردرد داشته باشم تا شروع درس خوندن من بمونه برا هفته بعد. تو طول هفته به صبح شنبه پیش رو فکر می‌کردم، برنامه می نوشتم که آره ساعت ۶ صبح از خواب بیدار شدم، یک ساعت کتاب فلان یک ساعت تست می‌زنم نیم ساعت صبحونه بعدش یک ساعت کتاب بعدی و …. و فقط کافی بود به جای ۶ صبح ۸ از خواب بیدار شم و برنامه اون روز که سهل برنامه کل اون هفته به هم می‌خورد!

ادامه نوشته

شروع دوباره

بهانه برای نوشتن یک مطلب جدید چی بهتر از شروع سال نو؟

و اما شروع دوباره

سال ۹۲ برای من از هر نظر بهترین سال بود.از شروع سال هم معلوم بود که سال عالی پیشرو دارم.

از همان ابتدای سال از طرف بهترین تیمها و شرکت طراحی وب و اپ بهم پیشنهاد همکاری شد و من از بین همه آنها روباکو را انتخاب کردم. در روباکو زندگی جریان داشت و من با روباکو و روباکویی ها زندگی کردم و از لحظه لحظه هاش لذت بردم. سالی که رویداد استارت اپ ویکند تبریز برگذار شد و با وجود همه مشکلات و سختیها به همت دوستان به بهترین شکل ممکن برگذار شد. سالی که فهمیدم بی اغراق بهترین دوستان دنیا را دارم. دوستانی که حضور تک تکشان در زندگی، یک موهبت الهی‌ست.

سالی که متوجه شدم من هم ایراداتی در رفتارم دارم! این عالی بود، سعی کردم این ایرادات را رفع کنم و فکر می کنم تا حد زیادی موفق عمل کردم. و مهمتر از همه سالی که تفکر و چارچوب اصلی شرکت نوپا و گاراژی! خودمان شکل گرفت. البته نباید انصراف از دانشگاه و از رشته برق قدرت و گرفتن معافیت سربازی پس از کش و قوسهای فراوان با ۴ سال تاخیر را در این بهترین بودن نادیده گرفت!

اما سال ۹۲ با همه این اتفاق خوب، اتفاقات بدی هم همراه خود داشت. اتفاقاتی که باعث شد نزدیک به ۴ ماه کار و زندگیم تعطیل شود. و چه حرفهایی که زدند و نشنیده گرفتم و چه بدقولی هایی که کردم و فکر کردند به دلیلش افزایش حجم کاری و بی خیالی هایم است.بگذریم…!

مطمئنم سال ۹۳ برای من فوق العاده تر خواهد بود. چون با خود کوله پشتی دارم  پر از تجربیات سال ۹۲ که مطمئنم همه آنها در ۹۳ هم بدرد می خورد. اهدافی دارم که حتما باید به همه آنها برسم. برای یک شروع عالی آماده ام.